تاریخ انتشار: ۲۹ مهر ۱۳۹۸ - ۰۹:۴۳
کد خبر: ۱۸۹۵۲۸
print
نسخه چاپی
send
ارسال به دوستان
ذخیره
 سیل، در حالی به رودخانه‌ها و تالاب‌های خشکیده خوزستان جان داد که خاطره آن با خانه خرابی نزدیک به ۱۸ هزار خانوار و نابودی بیش از ۲۶۰ هزار هکتار از مزارع همراه بود.

کرخه، دز و کارون با طغیان همزمان، سال آبی ۹۸-۹۷ را به یکی از سال‌های شاخص تبدیل کردند. ۳۰ سیلاب بزرگ و کوچک، ۲۱ شهرستان را درنوردید؛ ۱۳۳ روستا را به زیر آب برد و ۳۷۴ روستا به صورت جزئی و کلی تخلیه شدند. از میان ۲۵ استان کشور، خوزستان بیشترین آسیب را در سیل بهار امسال متحمل شد. ۶ نفر در سیل خوزستان جان باختند و به گفته وزیر کشور ۴۰۰ هزار نفر در این استان تحت تاثیر سیل قرار داشتند. از سوی دیگر شورای بحران خوزستان نسبت به احتمال سیل در سال آبی جدید (مهر ۹۸ تا مهر ۹۹) هشدار داده است.

در گفت‌وگو با سید ابراهیم حسینی مدیر دفتر حفاظت و مهندسی رودخانه‌ها و سواحل سازمان آب و برق خوزستان ناگفته‌های این سال آبی تاریخی و برنامه های سیل احتمالی آینده را مرور می‌کنیم. حسینی که از سال ۹۳ مدیریت این دفتر را بر عهده دارد، معتقد است «دستکاری و تجاوز به حریم رودخانه‌ها و تغییر سبک زندگی مردم حاشیه رودخانه‌ها باعث تشدید خسارت های سیل شده است.»

  کارشناسان، سال آبی گذشته (مهر ۹۷ تا مهر ۹۸) را یک سال شاخص که آمارهای حوزه آبشناسی کشور را تغییر داده نامیده‌اند، چه چیزی این سال را خاص کرده است؟

در سیل بهار امسال دبی‌های با دوره بازگشت بالا را تجربه کردیم. در اهواز آخرین سیلی که برای همه ملموس بود در سال ۸۴ رخ داد و دبی کارون به سه هزار و ۱۵۰ مترمکعب برثانیه رسید. در کرخه نیز آخرین سیل در سال ۷۲ با دوره بازگشت ۵۰ ساله رخ داده و دبی به چهار هزار مترمکعب درثانیه رسیده بود. اما بهار امسال در کرخه دبی به هشت هزار و ۳۰۰ مترمکعب درثانیه رسید. اگر چه این سیل در سد کرخه مهار شد و حداکثر خروجی سد در حدود ۲ هزار و ۵۰۰ مترمکعب درثانیه بود.

 این خشکسالی طولانی چه تاثیری در سیل اخیر داشته؟

در کارون ۱۴ سال و در کرخه ۲۴ سال سیلی نداشتیم. نتیجه‌اش این بود که مردم و حتی مسئولان کم کم سیل را فراموش کرده بودند. اگر چه هر از گاهی هشدار می‌دادیم و به برخی دستگاه‌ها مثلا شهرداری اهواز می‌گفتیم که جاده ساحلی را برای سیل با دوره بازگشت ۲۰۰ ساله ایمن کند، اما واقعیت این است که همه تقریبا سیل را فراموش کرده بودند.

خشکسالی وقتی طولانی شد، چند مشکل را با خود داشت. در گذشته مردم مطمئن بودند که سیل هر دو تا سه سال یک بار رخ می‌دهد، به همین دلیل کمتر به رودخانه نزدیک می‌شدند. در اراضی حاشیه رودخانه‌ها یا همان سیلابدشت‌ها سکونت نمی‌کردند و یا در آنها اسکان موقت داشتند. اما وقتی خشکسالی طولانی شد، کم کم نزدیک تر شدن به رودخانه را تجربه کردند و همین باعث تشدید خسارت‌های سیل امسال شد. این مساله سیل امسال را خاص‌تر کرد.

  بنابراین شما معتقد هستید که تجاوز به حریم رودخانه‌ها سیل را خسارت بارتر کرده است؟

دو اتفاق باعث تشدید خسارت‌های سیل شد یکی تغییر سبک زندگی و دیگری دستکاری و تجاوز به بستر سیلابی رودخانه‌ها و سیلابدشت‌ها. یکسری سازه‌های غیراصولی دیگر هم بر سر راه بود که شرایط پیش بینی نشده‌ای را بوجود آورد مثل جاده‌ها و راه‌آهن.

 تقریبا ۹۰ درصد روستاهایی که دچار آبگرفتگی شدند در بستر سیلابی رودخانه‌ها بودند. آنچه طی زمان تغییر کرده بود، سبک زندگی مردم در روستاها و شکل ساختمان سازی آنها بود که باعث شد خسارت بیشتر شود. این روستاها صدها سال عمر دارند و به جریان سیل عادت داشتند اما در سال‌هایی که سیل نیامد شکل خانه‌ها هم عوض شد. به طور نمونه اکنون در بخش عراقی هورالعظیم مردم در هور زندگی می‌کنند ولی در ایران نه. ما باید در جایی که زندگی می‌کنیم تبعاتش را هم بپذیریم. سه سال پیش روستائیان خنافره در شادگان می‌گفتند که عادت کرده بودند در سال حدود یک ماه سیل داشته باشند و این سیل برای آنها رحمت بود و شرایط زندگی و دام‌هایشان را بهبود می‌بخشید و حالا دلشان می‌خواهد به شرایط قبل خود بازگردند. در رفیع هم مردم جاری شدن سیل را عادی می‌دانستند.

 از سازه‌های غیراصولی بگویید. این سازه‌ها کجا بودند و چه نقشی در سرنوشت سیلاب داشتند؟

در حوزه دز در منطقه شعیبیه شوشتر مساله ما سازه‌های غیراستاندارد بود. مسئولان شهرستانی بعد از سیل سال ۹۵ یک سیل بند غیراستاندارد و مرتفع با بلندی سه تا چهار متر در شعیبیه ساخته بودند. این در حالیست که مطالعات نشان می‌دهد شرایط حوزه رودخانه دز به گونه‌ای است که نباید سیل‌بندی روی آن ساخته شود و یا اینکه سیل‌بندها باید به صورتی باشند که عبور دبی تا یک هزار  و۱۰۰ مترمکعب برثانیه را ایمن کنند و با وقوع دبی‌های بالاتر باید پخش سیل اتفاق بیفتد، در غیراینصورت شهرهای پایین دست همچون ویس و شیبان و ملاثانی و اهواز دچار آبگرفتگی خواهند شد. سیل سال ۹۵ در رودخانه دز بسیار بزرگ‌تر از امسال بود اما در آن زمان سیل‌بندی وجود نداشت که مانع پخش سیلاب بشود. سیل‌بند شعیبیه اما امسال محکم‌تر از آن بود که بشکند. همین شد که آب دز به شکل بی‌سابقه‌ای بالا آمد و روستاهای بامدژ را گرفت. هر چه نامه زدیم که سیل بند شعیبیه باید شکسته شود تا سیلاب، پخش و خسارت‌ها کمتر شود، حرف ما را قبول نکردند.

از سوی دیگر در شعیبیه شواهدی هم وجود دارد که نشان می‌دهد در گذشته وقتی سیل می‌آمد در محدوده روستای «یشانسخی» آب در سیلابدشت پخش می‌شد و اراضی که اکنون مزارع شرکت نیشکر شعیبیه است را می‌گرفت. در واقع اراضی نیشکر محل دفع سیلاب‌های دز بوده اما کانالی که شرکت نیشکر ساخته مانع پخش سیلاب می‌شود. بنابراین اگر این کانال نبود و اجازه می‌دادند پخش سیلاب در مزارع نیشکر اتفاق بیفتد، سیل اینهمه روستاهای شعیبیه را نمی‌گرفت و خسارت وارد نمی‌کرد. در سال ۹۵ هم تاثیر کانال نیشکر را در تشدید سیل و ممانعت از پخش سیلاب اعلام کردیم اما کسی به حرف ما گوش نکرد.

در عمل اتفاقی که افتاد این بود که کانال نیشکر و سیل بند شعیبیه باعث شدند ارتفاع آب رودخانه دز به شدت بالا بیاید و آبگرفتگی روستاها نیز به همان نسبت تشدید شود. در حالی که اگر اینها نبود اینهمه خسارت به مناطق شعیبیه و بامدژ و آهودشت وارد نمی‌شد.

  در اطلاعیه‌هایی که سازمان آب و برق صادر کرد، آمادگی برای تخلیه سه شهر و ۷۰ روستای حاشیه رودخانه‌های کارون، کرخه و دز را هشدار داده بود اما آبگرفتگی بسیار بیشتر از پیش‌بینی‌ها اتفاق افتاد. ۱۳۳ روستا به زیر آب رفتند و ۳۷۴ روستا به صورت جزئی و کلی تخلیه شدند. دلیل اینهمه اختلاف چه بود؟

برخی مناطق به دلیل وجود سازه‌های غیراستاندارد بیشتر دچار آبگرفتگی شد اما تمام تلاش‌ها بر این بود که شهرها دچار آبگرفتگی نشود که این برنامه عملی شد. با اقداماتی که انجام شد برخی مناطق کمتر تحت تاثیر سیل قرار گرفت؛ به طور مثال بازگشایی نهر بحره در کارون و مسیر «معرض» در کرخه و یا شکستن سیل‌بندهای «شاکریه» و «رفیع» باعث شد بخش‌هایی کمتر دچار آبگرفتگی شود و سیل وارد شهرها نشد. مثلا با شکستن سیل‌بندهای شاکریه و هدایت سیل به زمین‌های کشاورزی، روستاهای حاشیه رودخانه نیسان و تعدادی از روستاهای حاشیه سابله و هوفل نجات یافتند. سیل بند «العمه» را ما نشکستیم اما چند بار به دست افراد ناشناس شکسته شد.

البته باید گفت که به دلیل دستکاری در بستر رودخانه ها شرایط الگوی آنها هم عوض شده بود. مدل‌های پهنه‌بندی سیلاب آماده بودند و با این سیل به هنگام سازی می‌شد، اما این مدل‌ها نیز ۱۰ تا ۱۵ درصد با خطا همراه بود. بنابراین نمی‌توانم کتمان کنم که بعضی جاها قضیه از دست ما خارج شد و طبق پیش بینی‌ها جلو نرفت. مثلا در جاهایی که سیل‌بندها می‌شکست.

 شکستن سیل بندها و یا ساخت سازه‌های غیراصولی مانند جاده چقدر روی آبگرفتگی‌ها تاثیر داشت؟

برخی جاده‌ها و راه‌آهن اهواز به اندیمشک واقعا مشکل داشت زیرا اجازه نمی‌دادند توزیع آب انجام گیرد. در تخریب برخی سیل‌بندها مردم نقش داشتند و در بعضی مناطق هم مسئولان مقصر بودند و خودسرانه سیل‌بندها را شکسته بودند.

به طور کلی در کرخه و دز و کارون پایین دست اهواز ۸۰ درصد از آبگرفتگی‌ها ناشی از اقدام روی سیل‌بندها بود. در مرحله اول سیل (بهمن و اسفند ۹۷) آبگرفتگی‌ها پیش‌بینی نشده بود. فکر نمی‌کردیم سرریز از سیل‌بند داشته باشیم اما سیل‌بندها با عبور لوله و یا زهکش‌ها تخریب شده بود. در غرب اهواز مردم یکی از روستاهای بخش مرکزی اهواز، کانال کوثر (کانال اصلی شبکه آبیاری و زهکشی کوثر) را در هفت نقطه شکستند به خیال اینکه مانع ورود سیل به روستای خود شوند. در حالی که سیل آنها را تهدید نمی‌کرد. این مساله باعث شد که سیل از غرب به اهواز سرازیر شود. البته در برخی مناطق همچون کانال سلمان هم به نظر می‌رسد شکستگی بصورت غیرطبیعی اتفاق افتاده است.

 جریان سیلاب در اهواز و صدور دستور تخلیه پنج منطقه در ۲۱ فروردین ماه از اینجا شروع شد؟

اهواز به صورت پیش‌بینی نشده‌ای از سه نقطه تهدید شد. سیلاب کرخه از یک نقطه و سیلاب دز نیز از ۲ نقطه به صورت همزمان به سمت این شهر سرازیر بود. یکی از آنها تبعات شکسته نشدن سیل‌بند شعیبیه بود که باعث شد سیلاب دز از ضلع غربی مزارع نیشکر دهخدا به سمت اهواز بیاید. دیگری محل شکستن سیل‌بند نیشکر دهخدا توسط مردم بود که آنهم سیلاب دز بود. نقطه سوم سیلاب کرخه بود که بعد از شکسته شدن کانال کوثر در غرب اهواز، جاده اهواز به اندیمشک را گرفت و محله‌های عین ۲ و ملاشیه را هم دچار آبگرفتگی کرد. وقتی شرایط به حالت هشدار رسید سیل‌بند سراسری احداث شد. کانال سلمان را لایروبی و سیلاب کرخه را به کارون هدایت کردیم که این اقدامات باعث شد شهر اهواز از خطر سیل رهایی پیدا کند.

طبق پیش بینی‌ها روستاهای شهرستان کارون و شادگان در تهدید سیل نبود، چه شد که برخی از این روستاها را آب گرفت؟

ظرفیت عبوری رودخانه کارون در پایین دست ۲ هزار و ۲۰۰ مترمکعب برثانیه است، در حالی که دبی کارون در اهواز به سه هزار و ۲۰۰ رسیده بود. در زمان سیل شرایط نهر بحره (سیلاب بر طبیعی کارون به تالاب شادگان) خوب نبود و رسوب و جاده در مسیر آن بود. در سیل آن را بازگشایی کردیم و اگر این کانال بازگشایی نمی‌شد و آب به تالاب شادگان هدایت نمی‌شد، پایین دست اهواز به زیر آب می‌رفت. در شادگان بیشتر روستاهایی که دچار آبگرفتگی شدند به دلیل قرار گرفتن در تالاب بود. البته تالاب شادگان در حدود پنج میلیارد مترمکعب گنجایش دارد، اما توزیع سیلاب ورودی به آن نامناسب بود. همچنین زیرگذرهای جاده آبادان به ماهشهر که در زمان خشکسالی برای جلوگیری از ورود آب شور دریا به تالاب مسدود شده بود باعث شد تعدادی از روستاها را سیل بگیرد.

 در هورالعظیم چه اتفاقی افتاد؟ همانطور که می‌دانید آبگیری این تالاب با وجود تاسیسات نفتی واکنش‌های زیادی به همراه داشت و مردم محلی و فعالان محیط زیست، وزارت نفت را به ممانعت از آبگیری متهم کردند.

اینکه نفت مانع آبگیری می شود یک واقعیت است. با این حال در سیل اخیر، ۹۳ درصد هورالعظیم پرآب شد. باید به این مساله توجه کرد هورالعظیم چند مساله دارد که مهمترین آنها تاسیسات نفتی است که به خاطر آنها اجازه نمی‌دهند به درستی آبگیری شود. در مخزن شماره ۳ تالاب اگر ارتفاع آب بالا می‌آمد احتمال آلودگی نفتی وجود داشت با این وجود ما جاده‌های بین مخازن را شکستیم. پنج نقطه در جاده شط علی (جاده مابین مخازن شماره ۲ و ۳) ، دو نقطه در جاده همت (جاده مابین مخازن شماره ۳ و ۴) و دو نقطه هم در جاده سیدالشهدا (جاده مابین مخازن شماره ۴ و ۵) شکسته شد تا آب در سطح هور پخش شود. البته بخشی از اراضی مخزن شماره ۵ به دلیل ارتفاع آن آبگیری نشد، نه به دلیل ممانعت نفت.

 آیا در این سیل امکان آبگیری کامل تالاب با عمق مناسب نبود؟

شیب تالاب به سمت عراق است. با وجود دایک مرزی روند توزیع آب (آبگیری) در هورالعظیم فرق کرده است. شرط آبگیری کامل هور در سیل، مسدود ماندن دایک مرزی بود، اما در آنصورت بستان و روستاهای حاشیه هور هم به زیر آب می‌رفتند به همین دلیل دایک مرزی در هفت نقطه منفجر شد.

اما همزمان با سیل کرخه، دجله هم طغیان کرده بود به همین دلیل ما شاهد تخلیه آب از سوی عراق به بخش ایرانی هور بودیم (از مخزن ۲ هورالعظیم برگشت آب اتفاق می افتاد). جلسات آخر ما به تهدید آبگرفتگی خرمشهر از سیل کرخه و جنوب هورالعظیم اختصاص داشت. به ناچار بخشی از آب به دریا هدایت شد که اگر این کار نمی شد در خرمشهر با بحران روبه رو می‌شدیم.

در حال حاضر سیاست دولت این است که دایک جداکننده بخش ایرانی و عراقی تالاب، برای امنیت مرز حفظ شود. اما در مجموع باید این را گفت که سیاست دوگانه‌ای در هورالعظیم وجود دارد که هنوز مشخص نکرده آبگیری تالاب و یا استخراج نفت را می‌خواهد در اولویت قرار دهد. آن زمانی که باید جلوی فعالیت نفت در هورالعظیم گرفته می‌شد اینکار را نکردند و سازمان محیط زیست مانع آن نشد. ما متولی تالاب نیستیم اما برای بازکردن دریچه‌های بین مخازن تلاش کردیم و ما بودیم که احکام دادگاه را برای بازگشایی مخازن گرفتیم.

منتقدان مدیریت سیلاب را دارای ضعف‌های زیادی می‌دانند و برخی‌ها معتقدند که دخالت‌هایی صورت گرفته است.

نمی‌توانم بگویم از عملکردمان ناراضی بودیم، باید گفت که بهتر از این نمی‌شد. ابزار و امکانات در همین سطح بود و ما از همه امکانات و ماشین‌آلات و نیروی انسانی خود استفاده کردیم. شرایط مردم بسیار ناراحت کننده بود اما کارشناسان ما هر چه توان داشتند برای کاهش خسارت سیل بکار گرفتند. می‌توان گفت به نسبت شرایط کشور مثلا در مقایسه با استان گلستان که سیل با دبی ۴۰۰ مترمکعب برثانیه تخریب شدید به دنبال داشت، بهتر عمل کردیم. در این سیل برای اولین بار کارگروه مشورتی در زمینه مدیریت سدها و سیلابدشت‌ها فعال شد که متشکل از کارشناسان سازمان آب و برق، اساتید دانشگاه و تعدادی از نخبگان کشور بود که یک تیم قوی را بوجود آورد. بنابراین تصمیم گیری‌ها فردی نبود و نتیجه خروجی این کارگروه بود.

در مدیریت مخازن سدها بدون هماهنگی با سازمان آب و برق اقدامی صورت نگرفت اما در مدیریت سیلابدشت‌ها، مدیریت واحد نداشتیم و در حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد تابع نظرات ما بودند. درست این بود مدیریت به صورتی انجام شود که برآیند آن کاهش خسارت اقتصادی باشد اما دیدیم که بنا به دلایلی عملا اینگونه نشد. اقدامات خودسرانه هم بین مردم و هم مسئولان زیاد بود؛ به ویژه در شکستن سیل‌بندها. شکستن غیرطبیعی سیل‌بندها باعث شد که اراضی واحدهای نیشکر دهخدا و دعبل خزاعی و سلمان فارسی و شیرین شهر و جاده آبادان به زیر آب برود. که این موضوع ناشی از نداشتن تحلیل مناسب از شرایط بود.

 فکر نمی‌کنید اطلاع‌رسانی ناقص و دیرهنگام در این اضطراب و تحلیل نامناسب به ویژه در میان مردم موثر بود؟

وظیفه اعلام بحران و هشدار سیل با سازمان آب و برق نیست. ما اولین هشدار سیل را به صورت رسمی در آذر ماه ۹۷ به مسئولان اعلام کردیم و همه آنها از وقوع سیل باخبر بودند.

شورای مدیریت بحران استان نسبت به سیل احتمالی در ماه‌های آینده هشدار داده. با توجه به سیل اخیر چه برنامه‌هایی برای مواجهه با آن دارید؟

بعد از سیل همه هوشیارتر شده‌ایم. این سیل یک تلنگر وارد کرد تا مدیریت رودخانه به صورت جدی در برنامه‌ها قرار گیرد. پیش از این مطالعاتی در مورد مدیریت سیلاب در رودخانه‌ها انجام شده است. مطالعات مدیریت سیل در رودخانه دز در گذشته صورت گرفته که در آن ساخت سیل‌بند توصیه نشده است. فاز اول مطالعات کنترل سیلاب کرخه و فاز دوم آن نیز در حال انجام است که در این طرح ساخت کانال سیلاب بر خسرج پیش بینی شده تا ۷۰۰ مترمکعب برثانیه را در زمان سیلاب به هورالعظیم منتقل کند. ساخت و یا ترفیع سیل بندها (دایک) در پایین دست کرخه نیز جزو برنامه‌های این مطالعات است. مطالعات اولیه مدیریت سیل در حوزه کارون نیز انجام و مطالعات ساماندهی کارون در شهر اهواز نیز در حال اجراست که در آن امکان گردشگری در رودخانه نیز مورد توجه است.

علاوه بر این در حال تدوین یک سناریو برای مدیریت سیل احتمالی و کاهش خسارت در سه رودخانه حادثه خیز استان (کرخه، کارون و دز) هستیم که یک ماه آینده به اتمام می‌رسد. این سناریو برای مدیریت سیل در شرایط فعلی است. گلوگاه‌ها و نقاط خطر و ضعف‌ها در آن مشخص می‌شود و نشان می‌دهد که در زمان سیل باید چکار کنیم. مثلا امسال همه سیل‌بندها تخریب شده و تقریبا مطمئن هستیم که همه آنها درست نمی‌شوند. ظرفیت آبگذری رودخانه‌ها نیز کمتر شده، اینها همه در حالی است که تاکنون تقریبا اعتباری هم برای اجرا تخصیص داده نشده است.

به نظر شما آسیب پذیرترین نقاط استان در سیل احتمالی کجاست؟

حوزه کرخه آسیب پذیرترین منطقه در استان است. این رودخانه در پایین دست بیش از ۴۵۰ مترمکعب درثانیه ظرفیت عبور جریان ندارد و اگر اقدامات لازم صورت نگیرد، با وقوع سیل بازهم دچار خسارت می‌شود.

در حوزه دز مناطق زاویه‌ها در دزفول، شعیبیه در شوشتر و بامدژ و آهودشت در اهواز همچنان آسیب پذیر هستند. حوزه کارون از ملاثانی تا اهواز مشکل چندانی ندارد اما با شورای شهر اهواز جلسه گذاشتیم و خواستیم که مساله سیل را جدی بگیرند و سواحل را برای سیل با دوره بازگشت ۲۰۰ ساله ایمن کنند که برای این کار باید جاده‌های ساحلی اصلاح و ترفیع شود و شهرداری در لایروبی کارون کمک کند.

  طبق اعلام سازمان آب و برق، ۲۴۵ روستای خوزستان در بستر سیلابی رودخانه‌ها هستند که ۱۲۰ روستا در سیل اخیر تحت تاثیر قرار گرفتند. به نظر شما آیا همه این روستاها باید جابجا شوند؟

نمی‌شود گفت که همه این روستاها باید جابجا شوند اما باید تمهیدات لازم دیده شود تا خسارت کمتری ببینند. امسال با هشدارهایی که به بنیاد مسکن دادیم خانه‌های روستایی که نیاز به بازسازی داشتند را با ارتفاع بیشتر ساختند تا دچار آسیب کمتری بشوند. در استانی که رودخانه‌های بزرگ و فصلی زیادی دارد باید همزیستی با سیل را بیاموزیم. ما همیشه «کوئینزلند» استرالیا را مثال می‌زنیم. این ایالت مساحتی به اندازه ایران دارد و حداقل دبی‌های سیلابی بین ۱۰ هزار تا ۲۰ هزار مترمکعب برثانیه در آن اتفاق می‌افتد بنابراین آبگرفتگی در آن امری عادی است اما همیشه هم شرایط به صورتی است که مردم راضی هستند. در اروپا و آمریکا و شهرهای بزرگ دنیا همچون پاریس و برلین نیز، وقوع سیل معمول است و کسی از سیل فرار نمی‌کند بلکه سیستم خانه‌ها و شهرهای خود را به صورتی می‌سازند که با سیل دچار خسارت نشوند. اینکه ما دچار خسارت‌های شدید می‌شویم به دلیل شرایط زندگی خودمان است. کسانی که در سیلابدشت‌ها زندگی می‌کنند باید آمادگی سیل را داشته باشند. هم خانه‌سازی و هم بیمه سیل باید مورد توجه قرار گیرد. اگر بیمه سیل نهادینه شود مردم با احتیاط به رودخانه نزدیک می‌شوند. در دنیا هم اینگونه است، رودخانه متعلق به مردم است اما هر کسی بخواهد به رودخانه نزدیک شود باید تبعاتش را هم بپذیرد. زیرا دولت‌ها توان جبران خسارت کامل سیل را ندارند.

در مورد متجاوزان به حریم رودخانه چه برنامه‌ای دارید؟ آیا بعد از این سیل مقابله با آنها شدیدتر می‌شود؟

ما سالانه بین ۵۰۰ تا ۶۰۰ هکتار از اراضی تصرف شده بستر رودخانه‌ها را آزاد می‌کنیم اما همچنان شاهد تعرض به بستر و حریم رودخانه‌ها هستیم. وقتی مردم می‌بینند برخی مسئولان به خود اجازه تصرف بستر رودخانه را می‌دهند، آنها هم دست به تخلف می‌زنند. بیشترین تخلف‌ها در این زمینه از سوی مسئولان محلی و فرمانداری‌ها و شهرداری‌ها رخ می‌دهد و برخی نماینده‌های مجلس هم برای اجرای طرح‌ها و پروژه‌ها در بستر و حریم رودخانه‌ها فشار می‌آورند و هر چه جلوگیری می‌کنیم، فایده‌ای ندارد. مثلا در حال حاضر سیلاب‌برهای طبیعی کارون از بین رفته‌اند و فقط نهر بحره باقی مانده که در سیل اخیر نقش بسزایی در کاهش خسارت به پایین‌دست اهواز داشت اما بخش‌هایی از آن هنوز در تصرف است. جاده کوت سید صالح، خطوط لوله گاز، کانال انتقال آب به ریزگردها و یک رستوران در مسیر این سیلاب بر ساخته شده‌اند که برای ایمنی شهرها و روستاها همه اینها باید برداشته و این مسیر بازگشایی شود.

در خوزستان پنج رودخانه اصلی به طول پنج هزار کیلومتر و ۱۱ هزار کیلومتر مسیل و رودخانه فصلی داریم بنابراین اگر فکر کنیم سازمان آب و برق به تنهایی می‌تواند جلوی تصرفات را بگیرد، اشتباه است. مردم و مسئولان هم باید بخواهند که حریم رودخانه‌ها حفظ شود. این سیل همه را قدری تکان داد اما امیدواریم خیلی زود فراموش نشود.

مرجع / ایرنا
ایمیل مستقیم: info@khouznews.ir
پیامک: 5000205020
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار