سه روز پیش دوستم "رضا "به من زنگ زد. می نالید. می گفت: کابل های فشار قوی برق را از خیابان 4 شرقی کیان پارس اهواز به سرقت برده اند! می گفت: چیزی بنویس تا بلکه کسی بخواند! گفتم: فکر می کنی بار اول است که این اتفاق افتاده و قبلاً این مساله نوشته نشده؟ ادامه داد: خانه ات آباد! آخه توی کیان پارس آنهم درخیابان 4 شرقی چطور جرأت کرده اند؟ گفتم: خوب جرأت کرده اند. بالاخره ریسک دزدی برای دزد است و کافی است کله اش خراب بوده یا نشئه شده و حالی اش نبوده که کجاست. بنابراین بیرون شهر یا کیان پارس برای چنین دزدی فرقی ندارد. فردا دوباره رضا زنگ زد و گفت: زدی! گفتم: روز شنبه که روز پر برکت روزنامه خوانی است حتماً این را می نویسم.
رضا و بسیاری دیگر فکر می کنند با انعکاس چنین رویدادی در روزنامه می توان ریشه سرقت را از بین برد.هر چند اطلاع رسانی خوب است اما مشروط به اینکه زمینه های سرقت هم از بین برود. شغل باید ایجاد نمود. باید دست همه را به کاری که در شأنشان است ،گرم کرد. باید همه درک کنند که مورد توجه هستند و در مورد مورد مشکلاتشان همه غصه می خورند. آنها باید درک کنند که نانی می توان در سفره شان گذاشت تا به فکر سرقت نباشند. البته رساندن پول در زندگی حلال مسأله نیست بلکه اشتغال است که می تواند به افراد شخصیت اجتماعی بدهد. تا آنها احساس خلاء نکنند. تا آنها فکر نکنند جامعه حقی از آنها تضییع کرده است. وقتی ریسک دزدی به اندازه قطع کابل های فشار قوی آنهم در مرکزی ترین نقاط اهواز در می آید، باید ترسید! باید جدی تر بود. ارزش سیم های برق را محاسبه کرد که چگونه به اندازه ریسک بالای زندان رفتن، بی آبرویی برای یک فرد و خانواده اش قد کشیده! پس حتماً یک جای کار می لنگد. باید جدی تر فکر کرد. خطر بیخ گوشمان است!
من ميتونم وسيله اي بسازم كه با هزينه ي كم تمام اين مشكلات از بين برن
دستگاه ضد سرقت...
اگه به نظرتون جالبه بامن تماس بگيريد
به اقارضاهم سلام برسونيد
09367770933